یادمه بچه مدرسه ای که بودیم این موقع سال هر چی به بیست و دو بهمن نزدیک می شدیم ذوق و شوقمون بیشتر میشد،با چه شوقی تمام در و دیوار کلاس رو کاغذ رنگی میزدیم که کلاسمون از بقیه قشنگتر بشه،با چه عشقی از ته دل فریاد می زدیم دیو چو بیرون رود فرشته در آید…..چه کودکانه!
بابام با چه افتخاری تعریف میکرد وقتی با مردم ریختیم فرمانداری رو اشغال کردیم از دیوار اتاق مهمات بالا رفتم یه تفنگ ازونجا برداشتم و باش یه سربازو تهدید کردم و بعدها هم تحویل دولت دادم و مامانم میگفت منم اون روز بچه بودم و با خونوادم اونجا بودیم و چقدر اون جوونو که از دیوار بالا رفته تشویق کردیم و اون موقع من برق اشتیاقو تو چشماشون می دیدم!!!
.
.
حالا این روزا بابای من و همه ی باباهای شجاع سرزمینم که روزی با عشق ،تمام انرژی جوونیشونو تو این انقلاب ریختن مغموم و افسرده یه گوشه میشینن و نه تنها ازاون هیجان و برق چشمها خبری نیست بلکه فقط گاهی میگن اشتباه کردیم……خیلی اشتباه کردیم….
.
.
این روزا بهمن خاک گرفته…بازم انگار همه منتظرن و با خودشون زمزمه میکنن دیو چو بیرون رود…اما ایندفعه با یه دیو طرف نیستیم با هزار دیوهزار سر طرفیم!نسلی که اون موقع انقلاب کردن حالا شکسته و خسته ان ،ما موندیم و این همه دیو،ما موندیم که یه نسل سوخته باشیم، که تو یاد و خاطره تاریخ ثبت کنیم اینهمه مظلومیت رو…به خدا حسین هم الان داره برا مظلومیت ما اشک میریزه…
ما موندیم که فقط موهامونو ژل بزنیم سیخ سیخ کنیم رپ گوش بدیم بلوتوث بازی کنیم ودنبال یه مواد فروش با انصاف باشیم!ما موندیم که روزا تو کوچه ها فال رو دونه ای هزار تومن بفروشیم وشبها از ترس مرگ تو کارتونا بخوابیم وبه شکم گنده ها گل بفروشیم!
موندیم که دخترامونو با غیرت تمام بفروشیم به عیش شیخ نشینای دبی،موندیم که به جرم روزه خواری تو ملاء عام شلاق بخوریم موندیم که از پس حلقه های دود و خماری و نعشگی گاهی هم به آزادی فکر کنیم…
موندیم که صدای زجه های فقر از در و دیوار شهر تا مغز استخونمونو بسوزونه هنوز نگاه معصوم کودک آدامس فروش که از سرما قرمز شده بود جلوی چشمامه ،موندیم که روزی صد تا روزنامه کاریابی رو زیر و رو کنیم و گاهی هم نیم نگاهی به تیتر قیمتای نفت و دلار بندازیم و افتخار کنیم که ایران عزیزمون از بزرگترین ذخایر نفت جهانه!
وای خدای من …ما صبورترین نسل تاریخیم…ما جاودانه میشیم ، مگه انیشتین و هیتلر و استالین و ادیسون تو تاریخ نموندن؟ما هم یه جور می مونیم به نام نسل سوخته!
حالا بیست و دو بهمن شده سالروز تداعی بزرگترین حماقت نسل گذشته…پدر مادرای ما؟ اما اونا که با عشق و امید به آینده ما، رفتن جنگیدن و در راه این انقلاب خون دادن چرا حالا هر روز دارن ذره ذره جون کندن این آینده رو با چشماشون میبینن؟؟..
نه..
گناهکار واقعی اون کسایی هستن که این انقلاب و این سرزمین و این ملتو عین خودشون به لجن و کثافت کشیدن…..

سلام خوبید بر و بچ؟


















.jpg)

















