خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘روزمره’ Category

دوستان در جریان هستن که هفته پیش 4 روز تهران بودم
روز آخر تصمیم گرفتم برم طرفای انقلاب،با خیال راحت درست دور میدون انقلاب قدم میزدم که دو نفر صدام کردن وقتی برگشتم دو تا ازون خواهرای خفن باحجاب دیدم با چند تا پلیس مرد و یه ماشین گشت ارشاد!!منو میگید قالب تهی کردم یخ [...]

Read Full Post »

دلتنگم..

 
 
مثل خشکی یتیمانه ای شده ام که هیچ بارانی برایم پدر نمی شود …

 
 

Read Full Post »

وقتی رفتی نیمه ای از وجودمو کندی و با خودت بردی به چشمای وحشت زده ی من نگاه کردی و گفتی نترس زود میام اما مگه حتی حرفای تو هم میتونست دل نا آروم  منو تسلی بده؟گفتی تو باید افتخار کنی من دارم مثل یه مرد میرم مردی که از شرافتش،حق برادرای بی دست و [...]

Read Full Post »

بالاخره تو یه شب تقریبا”سرد پاییزی من و احسان رسما” با هم نامزد شدیم…
 
میگن دوران نامزدی شیرینه واقعا”راست میگن البته هم شیرین هم خوشمزه!!! تو این 11 روز ما هر روز بیرون بودیم احسان حسابی اهل خوشگذرونیه اهل مسافرت و خرید و گردش….هرشبم با دوستامون تو رستورانای مختلف شام خوردیم منم که به شکمویی تو فامیل معروف……..شکمو [...]

Read Full Post »