از شما چند سؤال میپرسیم؛ اگر چنانچه حتی به 2 سؤالِ ما پاسخ مثبت دادید، آنوقت بدونِ ناراحتی رأیِ خود را در انتخاباتِ آینده بهاسمِ آقایان به صندوقها بریزید و اینک سؤالات:
1- آیا میتوانید تک و تنها به کافهیی بروید و برای رفع خستگی 4 گیلاس مشروب بالا بیندازید؟
2- آیا میتوانید شبها که به خانه میآیید، بطر عرق را از جیبتان درآورده، شوهرتان را با لگد از خواب بیدار کرده و فریاد بکشید: «مرتیکه چرا خوابیدی؟ الهی کور بشی پاشو واسم غذا بپز» و بعد بهدلیل خوب نپختن غذا کتکِ مفصلی به او زده و از خانه بیرونش کنید؟
3- آیا میتوانید شوهرتان را لگدمال و مشتمال کنید که هیچ، برادرشوهر و پدرشوهر و از همه مهمتر، مادرشوهرتان را آنقدر کتک بزنید که باد کنند و ایبسا انشأالله به درک واصل شوند؟
4- آیا بعد از زایمان میتوانید بچه را به پدرش داده و بگویید «این تو و این بچهات، جونت درآد با پستونک بزرگش کن تا قدرم رو بدونی» ؟
5- آیا وقتی با کسی دعوا میکنید میتوانید فحش شوهر و برادر به او بدهید؟
6- آیا میتوانید به مردی که از او خوشتان آمده متلک بگویید، نیشگونش بگیرید و سپس او را به همین کار متهم کرده و آبرویش را ببرید؟
7- آیا وقتی مردی سرتان را شیره میمالد و بکارتتان را لوطیخور میکند، میتوانید او را آزادانه هدفِ گلوله قرار دهید؟
8- آیا درحالیکه شوهرتان در منزل منتظر شماست، میتوانید با دوستپسرتان کنار دریا رفته و روی شنها پشتک و وارو بزنید؟
9- از آن هم مهمتر، آیا میتوانید با یک مرد رسماً و با 4 مردِ دیگر غیررسماً ازدواج کرده و توأماً صاحب 5 شوهر باشید؟
10- و بالاخره آیا میتوانید رئیسجمهور، وزیر، شهردار و فرماندار بشوید؟
شما میتوانید به همهی این سؤالات پاسخ مثبت بدهید و باز گرفتار مردان شده و استثمار بشوید ولی اگر میخواهید تمامِ این حقوق قانوناً به شما تعلّق بگیرد، شما را بهخدا یکبار برای همیشه در انتخابات شرکت کنید و به ما رأی بدهید.











[...] پارسی سرکار خانوم مانیاخانوم رو پیشنهاد میکنم (کککککیییییلیییییککککک!). [...]
آفرین. حقا که طنزنویس قهاری هستی کلانترژن. دمت گرم. با اجازه به این پستت لینک دادم.
تنک یو وری ماچ
شرمندمون نکن دیگه
به پای سرکار که نمیرسیم
میگم ینی توی برگهی رأی بنویسیم کلانترژن مانیا آدمبرفی؟
آره دیگه کد نامزدیم هم 1988.
من این پست رو تحریم میکنم.
جلوه های خشونت در این پست ناجوانمردانه و بسی دل ریش کننده و غیر اسلامی است. واویلا…واویلا…
عزا غذاست امروز، روز قضا است امروز….
زیرابمونو زدیا….. به روح امام قسم مردا اینقدا هم بد نیستنا! خدا شاهده!
به به تازه کجاشو دیدی؟این پست ادامه داره…حیف که واسه ریاست جمهوری رد صلاحیت شدم!!!
درود مانیا جان
سپاس از نظر لطفت. من هم همیشه به تارنگار پربارت سر می زنم.
موفق باشی
پاینده ایران
ممنونم بزرگمهر جان.
پاسخ به نويسنده ي مطلب! : دوست عزيز مطلب فوق كاملا با انتخابات رياست جمهوري بي ربط بود . شما با شوهر توهمييتان مشكل داريد يا با رئيس جمهور ؟
با هیچکدوم!با با کسایی که فرق بین طنز و واقعیت رو نمیفهمن!
دقیقا اسم نامزد رو نفرمودید.من درست نمیدونم باید به کی رای بدم :دی
ولی خب از خوندن مطلبت لذت بردم.خوب وضع نامساعد زنان رو توصیف کردی
نامزد من بودم كه رد صلاحيتم كردن نامردا نذاشتن مملكتو درست كنم ديييييييي
دوست عزيز ، طنز چيزي جداي از واقعيت نيست ، بلكه طنز وسيله اي براي بيان واقعيته . پس ما نميتونيم مرزي بين واقعيت و طنز مشخص كنيم . و اصولا واقعيت و طنز از يك جنس نيستند كه بشه فرقي از اين لحاظ بينشون دونست .
فكر ميكنم شري راجينش چيزي در مورد طنز نگفته بوده
دقيقا” درست گفتي طنز در اصل نوعي از بيان همون واقعيتيه كه تلخه!كه فقط يه كم شيرينش ميكنه كه همه اونو درك كنن!!
معلومه ميدوني حسابي عاشق افكار شري راجنيشم
من الان چال تا بطل ویشکی خولدم آدم بلفی جان
و خواشتم بگم ملده علق خور لو عقشست
گلچه خودم تا به حال مژه اش لو نچشیدم و مشل الان نخولده مشتم.
مرد هم مردای قدیم
زن هم زنای جدید
به به سلاممممممممممممم عمو كجا بودي تا حالا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
داشتم نگرانت ميشدم.
حقوق برابر زن و مرد یعنی اینکه ازین ببعد علاوه بر مردها زنها هم خیانت کنند؟ من فکر میکردم حقوق برابر زن و مرد به این معنیه که جلوی خیانت مردها گرفته بشه.
تو مملکتی که همه چی برعکسه فقط این یکی سر جاش بمونه؟ که فقط مردها خیانت کنن؟نه آقا من قبول ندارم!
من کجا بودم؟

عجب!!!!!!!!
بخدا از طرف شرکت منو فرستادن دوره ی تخصصی تو سازمان انرژی اتمی و بخاطر همین کلی درس و رفت و آمد…………. و از اینجور چیزا که متاسفانه همین باعث شده کمی حوصله شم.
تازه فقط شما نیستید به خیلیا نتونستم سری بزنم.
تو هم درب وبلاگم رو از پاشنه درآوردی
به آقا احسان سلام ما رو برسون.
عجب!!!وقتی خودت نباشی 1000 بارم بیام وبلاگت مزه نمیده!
اوه،تازه دیدم
هدر وبلاگت مبارک.
قشنگ تر از اون یکیه.
راس میگی؟مرسی.
سلام
موارد بسیار جالبی رو نوشتی مخصوصاً گزینه دومش خیلی جالب بود.
ولی نگفتی خودتو کاندید کردی یا از کسی دفاع میکینی که ما بتونیم رای بدیم.
واقعا” میخوای رای بدی؟اگه میشد کی از خودم بهتر؟از احمدی نژاد که خیلی بهترم والا…
سلام، کلی خندیدیم، حیف شد تایید نشدی وگرنه بهت رای میدادیم…
هدر نو مبارک، خوکشله…
چه خبرا؟؟؟ قربون آبجی
آره خیلی حیفیدم!
خوشگله؟مرسی.
جدی رفتی وزارت کشور ثبت نام کردی؟
باهات مصاحبه هم کردن؟
سر کار گذاشتی یا واقعا این کار رو کردی؟
نه بابا بی خیال،اینا خودشونو مسخره کردن ما هم خودمونو مسخره کنیم؟؟؟
خب خیالم راحت شد
من هم حتما به صحنه میام و رای میدم. پاسخ سوالا هم بیخیال!
احسنتم!
سلام عرض ادب وقت شما بخیر
کوروش هستم از بلاگ خانه ی رایمند
بابا آفرین ، بدجوری میخ اسلام و تو سرزمین کفر کوبیدی خدایش پرچم دادی بالا ای ولا
اما مانیا جون سه اندیشمند در نظریه پردازیهای فلسفی خود می دونی به چه نتیجه ای رسیده اند خوب گوش کن ؟
در میان جنبه های نابرابری که ارسطو تشخیص داده بود مواردی قرار می گرفت که به توانایی های شخصی ، ملک و زمین ، تولد و آزادی ( ضد بردگی ) مربوط می شد . شما با بردگان رفتاری متفاوت داشتید تا با آزاد مردان ، و نیز با کودکان برده رفتاری می کردید که با کودکان غیر برده چنان رفتار نمی کردید .
ارسطو بر این باور بود که حکومت پادشاهی ، اشرافی و ملی ( پالیتی ) که در آن اعضا تقریبا برابرند ، بهترین شکل حکومتی است . در مقابل او حکومت های استبدادی و الیگارشی و دموکراسی را محکوم می کرد .
به نظر ارسطو بردگی در یک حکومت خوب عملی است عادلانه . چون به اعتقاد او بردگی یکی از نهادهای طبیعی بود . با این حال او فقط خارجیان را برای بردگی مناسب می دانست . ارسطو از آن جهت این موضع را اتخاذ کرده بود که تصور می کرد خارجیان همه ملت ها پایین تر از یونانیان هستند و لذا برای بهره مندی از حقوقی که یونانیان داشتند محق نبودند .
سقراط ، افلاطون و ارسطو همه از حل مسئله حکومت در ارتباط با فرد عاجز بودند . تئوریهای آنها روی کاغذ خوب بود . خیلی از اشخاص متفکر آن زمان نظریات آنها را می خواندند و به آن علاقمند می شدند .
ولی روح فردانگاری قهرمانانه ای که سوفیستها عنوان کرده بودند فضای یونان را فرا گرفته بود و لذا هر کسی در درجه اول به خود و موفقیت شخصی اش اهمیت می داد . بر اثر این تفکر به تدریج ولی به یقین وحدت حکومت از هم گسیخت . فردانگاری معبری نبود که در مقابل دشمنان آتن و سایر دولت ، شهرهای یونان بتواند ایجاد وحدت کند . در نتیجه دشمنان موفق شدند و دولت ، شهرهای یونان یکی پس از دیگری زیر سلطه آنان قرار گرفتند . آتن ، کورنیث ، و اسپارت ، سه دولت ، شهر بزرگ یونان یکی به دنبال دیگری سقوط کردند و در نهایت تمامی یونان در جنگ چائرونی در سال 338 ق . م به تصرف فیلیپ مقدونی در آمد . فردانگاری ثابت کرد که سمی داخلی بود که نهایتا دولت ، شهرهای یونان را آنچنان ضعیف کرد که نتوانستند مقاومت موثری در برابر دشمنان خود نشان دهند و لذا سقوط آنها اجتناب ناپذیر بود
اما خودم می گویم :
حکومت بخشی از یک جامعه ی پویا و آزاد و بسته است البته با در نظر گرفتن نکته ی حکومت آزاد و بسته حکومتی که در عمل در معنای کلمه به حکومتی آزاد و بسته تعریف می شود .
من ازین که وقتی برام کامنت میذاری،یه کامنت پر محتواست و همیشه مکمل مطلب من،ازت ممنونم.
سلاااااااااااااااااااام مانیا جون خوشملم خوبی؟
بابا من می خوام بهت رای بدم….ای کاندیدا….ای پرزیدنت ورد پرس….!!!!!!!!!!!
…از آقا احسان چه خبر عروس خانوم امارتونو نمی دی دیگه….؟!!!! :دیییییییییییی
آخی…دلم تنگ شده بود برات…ای هدر قشنگ…چه ادم برفی نمکیی گذاشتی اون بالا….خبر نداری دو سه روز پیش کیا رو دیدیم….!!!! بیا یه سر و ببین…!
سلام الی جون تو خوبی؟
احسانم خوبه دیروز صحرا بودیم
واقعا” هدرم قشنگه؟امیدوار شدم
نامردا حداقل عکس بذاریدددددددددددددددددددددددددددددد
اصن چه معنی میده زن تو کار سیاست دخالت کنه؟!
میخوای رئیس جمهور شی بری با مردای نامحرم دست بدی؟!ها؟!!!!
خداییش برنامه هام بد بود؟نه بد بود؟
مگه دکترا خونشون از رییس جمهور رنگین تره که با همه دست بدن؟آها یادم نبود دکترا به همه محرمن!!!
سلام… سر نمی زنی اون ورا بی وفااااااااااااا…
تولدمه…. گفتم که نگی چرا هیچ کی منو خبر نکرده…
مرسی که گفتی..