<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: بزن،خجالت نکش.</title>
	<atom:link href="http://adamebarfi.wordpress.com/2009/05/07/%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%8c%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%da%a9%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://adamebarfi.wordpress.com/2009/05/07/%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%8c%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%da%a9%d8%b4/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Tue, 22 Dec 2009 06:09:16 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: saman</title>
		<link>http://adamebarfi.wordpress.com/2009/05/07/%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%8c%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%da%a9%d8%b4/#comment-787</link>
		<dc:creator>saman</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 12 Jun 2009 12:09:21 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://adamebarfi.wordpress.com/?p=345#comment-787</guid>
		<description>وقتی هر کسی سر جای خودش نباشه اینطوری میشه.
قدرت دست کسایی افتاده که خدا شاخ بهشون نداد ولی از بی عرضگی و هواس پرتی ماها از در بازی رفتن داخل که دیگه بیرون اوردنشون همت میخاد

&lt;strong&gt;به شدت بات موافقم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی هر کسی سر جای خودش نباشه اینطوری میشه.<br />
قدرت دست کسایی افتاده که خدا شاخ بهشون نداد ولی از بی عرضگی و هواس پرتی ماها از در بازی رفتن داخل که دیگه بیرون اوردنشون همت میخاد</p>
<p><strong>به شدت بات موافقم.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آریو</title>
		<link>http://adamebarfi.wordpress.com/2009/05/07/%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%8c%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%da%a9%d8%b4/#comment-731</link>
		<dc:creator>آریو</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 May 2009 06:03:08 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://adamebarfi.wordpress.com/?p=345#comment-731</guid>
		<description>مانیا من به خودم مدتی مرخصی سیاسی دادم که دارم تلاش میکنم بهش وفادار باشم. توصیه میکنم شماهم همینطور بکنی. این چشمهای شما حیفه گریه کنند.

&lt;strong&gt;چه بامزه مرخصی سیاسی!
منم بهش فکر کردم بات موافقم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مانیا من به خودم مدتی مرخصی سیاسی دادم که دارم تلاش میکنم بهش وفادار باشم. توصیه میکنم شماهم همینطور بکنی. این چشمهای شما حیفه گریه کنند.</p>
<p><strong>چه بامزه مرخصی سیاسی!<br />
منم بهش فکر کردم بات موافقم.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بهنام</title>
		<link>http://adamebarfi.wordpress.com/2009/05/07/%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%8c%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%da%a9%d8%b4/#comment-730</link>
		<dc:creator>بهنام</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 May 2009 16:28:14 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://adamebarfi.wordpress.com/?p=345#comment-730</guid>
		<description>از سال پنجاه و هفت الاف کردی مارا/ نخواستیم، نخواستیم حکومت شمارا...

&lt;strong&gt;نه خر میخوایم نه پالون لعنت به هر دوتا شون....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از سال پنجاه و هفت الاف کردی مارا/ نخواستیم، نخواستیم حکومت شمارا&#8230;</p>
<p><strong>نه خر میخوایم نه پالون لعنت به هر دوتا شون&#8230;.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کوروش</title>
		<link>http://adamebarfi.wordpress.com/2009/05/07/%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%8c%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%da%a9%d8%b4/#comment-727</link>
		<dc:creator>کوروش</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 May 2009 18:43:23 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://adamebarfi.wordpress.com/?p=345#comment-727</guid>
		<description>سلام مانیا جون وقتت بخیر 
مزاحم همیشگی شما کوروش از خانه ی رایمند هستم 

اولا متاسفم و خیلی خوشحال از بابت این پست مسئولانه ی شما مرسی 
اما یه روز یه معلم یه درسی رو بنام ستاره ی دریایی به من یاد داد که دوست دارم یاد این خاطره رو با ذکر این داستان زنده کنم به احترام جایگاه فراتر از تعریف معلم : 

ستاره ی دریایی خود را پیدا کن ؟ 

مرد دانایی بود که برای نوشتن به کنار ساحل اقیانوس می رفت . قبل از شروع کارش عادت داشت در ساحل پیاده روی کند . روزی هنگام راه رفتن در ساحل ، نگاهی به قسمت پایین ساحل انداخت و انسانی را دید که با حالتی مانند رقصیدن حرکت می کرد . به فکر خودش در مورد رقصیدن یک نفر در آن روز خندید و راه رفتنش ، را سریع تر کرد تا به او برسد . وقتی نزدیکتر شد مرد جوانی را دید ولی مرد جوان نمی رقصید بلکه به پایین ساحل رفته بود و چیزی را از زمین بر می داشت و به داخل اقیانوس پرتاب می کرد .

بازهم نزدیکتر شد و گفت : (( صبح بخیر ، چکار می کنید ؟))

مرد جوان صبر کرد و به او نگاه کرد و گفت : (( ستاره های دریایی را به داخل اقیانوس پرتاب می کنم .))

فکر می کنم بتوانم سوال کنم چرا شما ستاره های دریایی را به داخل اقیانوس پرتاب می کنید ؟

خورشید در حال بالا آمدن است . آب دریا نیز کم کم عقب می رود و اگر آنها را به داخل اقیانوس نیندازم آنها می میرند .

ولی مرد جوان آیا متوجه نیستی که ساحل مایل ها امتداد دارد و در کنار آن پراست از ستار ه های دریایی. این کار تو تاثیری ندارد . زیرا در زندگی میلیونها ستاره دریایی تغییری ایجاد نمی کند .

مرد جوان با دقت گوش فرا داد ، سپس خم شد و ستاره ی دریایی دیگری را برداشت و به داخل آب پرتاب کرد . پس از برخورد یک موج گفت : اما این عمل برای آن یکی موثر بود .

یک چیز ویژه و مهم درون همه ی ما انسانها وجود دارد و به همه ی ما برای ایجاد تفاوت و تغییر هدیه داده شده است و اگر از آن هدیه آگاه باشیم ، ما به واسطه ی قدرت این دیدگاه مان آماده ی به دست آوردن نیرویی برای شکل دادن به آینده هستیم . 

شبهایت به شادی روزهایت در پناه آزادی

&lt;strong&gt;کوروش عزیز به خاطر داستان بی نهایت قشنگت ممنون.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مانیا جون وقتت بخیر<br />
مزاحم همیشگی شما کوروش از خانه ی رایمند هستم </p>
<p>اولا متاسفم و خیلی خوشحال از بابت این پست مسئولانه ی شما مرسی<br />
اما یه روز یه معلم یه درسی رو بنام ستاره ی دریایی به من یاد داد که دوست دارم یاد این خاطره رو با ذکر این داستان زنده کنم به احترام جایگاه فراتر از تعریف معلم : </p>
<p>ستاره ی دریایی خود را پیدا کن ؟ </p>
<p>مرد دانایی بود که برای نوشتن به کنار ساحل اقیانوس می رفت . قبل از شروع کارش عادت داشت در ساحل پیاده روی کند . روزی هنگام راه رفتن در ساحل ، نگاهی به قسمت پایین ساحل انداخت و انسانی را دید که با حالتی مانند رقصیدن حرکت می کرد . به فکر خودش در مورد رقصیدن یک نفر در آن روز خندید و راه رفتنش ، را سریع تر کرد تا به او برسد . وقتی نزدیکتر شد مرد جوانی را دید ولی مرد جوان نمی رقصید بلکه به پایین ساحل رفته بود و چیزی را از زمین بر می داشت و به داخل اقیانوس پرتاب می کرد .</p>
<p>بازهم نزدیکتر شد و گفت : (( صبح بخیر ، چکار می کنید ؟))</p>
<p>مرد جوان صبر کرد و به او نگاه کرد و گفت : (( ستاره های دریایی را به داخل اقیانوس پرتاب می کنم .))</p>
<p>فکر می کنم بتوانم سوال کنم چرا شما ستاره های دریایی را به داخل اقیانوس پرتاب می کنید ؟</p>
<p>خورشید در حال بالا آمدن است . آب دریا نیز کم کم عقب می رود و اگر آنها را به داخل اقیانوس نیندازم آنها می میرند .</p>
<p>ولی مرد جوان آیا متوجه نیستی که ساحل مایل ها امتداد دارد و در کنار آن پراست از ستار ه های دریایی. این کار تو تاثیری ندارد . زیرا در زندگی میلیونها ستاره دریایی تغییری ایجاد نمی کند .</p>
<p>مرد جوان با دقت گوش فرا داد ، سپس خم شد و ستاره ی دریایی دیگری را برداشت و به داخل آب پرتاب کرد . پس از برخورد یک موج گفت : اما این عمل برای آن یکی موثر بود .</p>
<p>یک چیز ویژه و مهم درون همه ی ما انسانها وجود دارد و به همه ی ما برای ایجاد تفاوت و تغییر هدیه داده شده است و اگر از آن هدیه آگاه باشیم ، ما به واسطه ی قدرت این دیدگاه مان آماده ی به دست آوردن نیرویی برای شکل دادن به آینده هستیم . </p>
<p>شبهایت به شادی روزهایت در پناه آزادی</p>
<p><strong>کوروش عزیز به خاطر داستان بی نهایت قشنگت ممنون.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دل‌زده</title>
		<link>http://adamebarfi.wordpress.com/2009/05/07/%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%8c%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%da%a9%d8%b4/#comment-726</link>
		<dc:creator>دل‌زده</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 08 May 2009 18:15:45 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://adamebarfi.wordpress.com/?p=345#comment-726</guid>
		<description>فقط همین مونده بود که معلم بیچاره هم کتک شاگردشو تحمل کنه. تاسف‌آوره واقعا.

&lt;strong&gt;آره واقعا&quot;.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>فقط همین مونده بود که معلم بیچاره هم کتک شاگردشو تحمل کنه. تاسف‌آوره واقعا.</p>
<p><strong>آره واقعا&#8221;.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پلنگ خان صورتی دامَت برکاته</title>
		<link>http://adamebarfi.wordpress.com/2009/05/07/%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%8c%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%da%a9%d8%b4/#comment-725</link>
		<dc:creator>پلنگ خان صورتی دامَت برکاته</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 08 May 2009 15:32:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://adamebarfi.wordpress.com/?p=345#comment-725</guid>
		<description>چک یور میل‌باکس پلییززز!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چک یور میل‌باکس پلییززز!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهیار</title>
		<link>http://adamebarfi.wordpress.com/2009/05/07/%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%8c%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%da%a9%d8%b4/#comment-724</link>
		<dc:creator>مهیار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 May 2009 14:17:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://adamebarfi.wordpress.com/?p=345#comment-724</guid>
		<description>وقتی‌ جون آدمی در اون مملکت، ارزشی واسه حکومت که قراره نوکر مردم باشه نداره،کتک زدن معلمها که هیچ دستشون برسه همه مردمو میزنن و میکشن. مانیای عزیز ، آنها که میزنند هرگز نمره بیست نداشته ا‌ند،و یا  اصلا به مدرسه نرفته ا‌ند.چگونه شاگردی معلم خود رو بزند؟ پیکری نحیف رو؟ جز اینکه بویی از انسانیت نبرده باشد؟آنها هرگز املا ننوشته ا‌ند،بلکه درس کتک و مرگ گرفته ا‌ند. آنها مشتی مزدورند که در مقابل پول، کتک زدن آسونترین کاریه که میکنند..چه بیگناهان که کشته شدند ،چه در انقلاب،چه در جنگ و چه برای گرفتن حق زیستن.در کوچه و خیابان ها.در پشت میز کار.از یاد نمی بریم پوینده و مختاری را.چه در خانه و آشپز خانه،به یاد داریم داریوش و پروانه فروهر را.و این راه گرفتن حق است.باید ایستاد و فریاد زد.درود بر معلمها و ننگ بر ظالمان.ما با معلمانمان هستیم.ما هستیم.

&lt;strong&gt;ممنونم مهیار عزیزم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی‌ جون آدمی در اون مملکت، ارزشی واسه حکومت که قراره نوکر مردم باشه نداره،کتک زدن معلمها که هیچ دستشون برسه همه مردمو میزنن و میکشن. مانیای عزیز ، آنها که میزنند هرگز نمره بیست نداشته ا‌ند،و یا  اصلا به مدرسه نرفته ا‌ند.چگونه شاگردی معلم خود رو بزند؟ پیکری نحیف رو؟ جز اینکه بویی از انسانیت نبرده باشد؟آنها هرگز املا ننوشته ا‌ند،بلکه درس کتک و مرگ گرفته ا‌ند. آنها مشتی مزدورند که در مقابل پول، کتک زدن آسونترین کاریه که میکنند..چه بیگناهان که کشته شدند ،چه در انقلاب،چه در جنگ و چه برای گرفتن حق زیستن.در کوچه و خیابان ها.در پشت میز کار.از یاد نمی بریم پوینده و مختاری را.چه در خانه و آشپز خانه،به یاد داریم داریوش و پروانه فروهر را.و این راه گرفتن حق است.باید ایستاد و فریاد زد.درود بر معلمها و ننگ بر ظالمان.ما با معلمانمان هستیم.ما هستیم.</p>
<p><strong>ممنونم مهیار عزیزم.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: gajamoo2</title>
		<link>http://adamebarfi.wordpress.com/2009/05/07/%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%8c%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%da%a9%d8%b4/#comment-723</link>
		<dc:creator>gajamoo2</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 May 2009 14:10:23 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://adamebarfi.wordpress.com/?p=345#comment-723</guid>
		<description>دست طبیعت بی صداست و مطمئن باش خیلی زود چهره دیگرش رو به این مردک باتوم بدست نشون خواهد داد.
ملت برای بدست آوردن یک لقمه نون چه کارهایی که نمی کنند؟
واقعا داریم به کجا می رویم؟

&lt;strong&gt;دنیای کثیفی شده عمو نه؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دست طبیعت بی صداست و مطمئن باش خیلی زود چهره دیگرش رو به این مردک باتوم بدست نشون خواهد داد.<br />
ملت برای بدست آوردن یک لقمه نون چه کارهایی که نمی کنند؟<br />
واقعا داریم به کجا می رویم؟</p>
<p><strong>دنیای کثیفی شده عمو نه؟</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پلنگ خان صورتی دامَت برکاته</title>
		<link>http://adamebarfi.wordpress.com/2009/05/07/%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%8c%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%da%a9%d8%b4/#comment-722</link>
		<dc:creator>پلنگ خان صورتی دامَت برکاته</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 May 2009 11:30:23 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://adamebarfi.wordpress.com/?p=345#comment-722</guid>
		<description>خانوم محترم چرا تهمت می‌زنین؟ چرا دروغ می‌گین؟ من کِی از معلمم 20 گرفتم که خودم ندیدم؟ من همش نمره یه‌رقمی می‌گرفتم تازه معلم نامرد منو می‌ذاش آخر کلاس اون تهِ ته که استعدادهام بیشتر شکوفا بشه!
من اصن یادم نمیاد که واسه معلمم گل خریده باشم این لوس بازیا مال شما بالاشهریای سوسوله. تازشم من خودم شخصن سر چارتا از معلمامو با پاره آجر نقش و نگار گذاشتم که یادگاری داشته باشن!
بعدشم این حرفا چی‌یه که شماها می‌زنین!؟ این جوسازیا چی‌یه که می‌کنین!؟ اینا کی بشون اجازه داده زرزر کنن!؟ مگه هرکی نون شب نداشت باس دهنشو باز کنه!؟ مگه شهر هرته!؟ دِهَه!

&lt;strong&gt;از تو پلنگ خشن بدعنق هر چی بگی بر میاد!
ببینم معلمت جلو کلاس هم یه لنگه پا نگهت میداشت؟؟قیافت دیدنی بوده اون موقع!
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خانوم محترم چرا تهمت می‌زنین؟ چرا دروغ می‌گین؟ من کِی از معلمم 20 گرفتم که خودم ندیدم؟ من همش نمره یه‌رقمی می‌گرفتم تازه معلم نامرد منو می‌ذاش آخر کلاس اون تهِ ته که استعدادهام بیشتر شکوفا بشه!<br />
من اصن یادم نمیاد که واسه معلمم گل خریده باشم این لوس بازیا مال شما بالاشهریای سوسوله. تازشم من خودم شخصن سر چارتا از معلمامو با پاره آجر نقش و نگار گذاشتم که یادگاری داشته باشن!<br />
بعدشم این حرفا چی‌یه که شماها می‌زنین!؟ این جوسازیا چی‌یه که می‌کنین!؟ اینا کی بشون اجازه داده زرزر کنن!؟ مگه هرکی نون شب نداشت باس دهنشو باز کنه!؟ مگه شهر هرته!؟ دِهَه!</p>
<p><strong>از تو پلنگ خشن بدعنق هر چی بگی بر میاد!<br />
ببینم معلمت جلو کلاس هم یه لنگه پا نگهت میداشت؟؟قیافت دیدنی بوده اون موقع!</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امین هاشمی</title>
		<link>http://adamebarfi.wordpress.com/2009/05/07/%d8%a8%d8%b2%d9%86%d8%8c%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%da%a9%d8%b4/#comment-721</link>
		<dc:creator>امین هاشمی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 May 2009 08:34:41 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://adamebarfi.wordpress.com/?p=345#comment-721</guid>
		<description>سلام
مطلب خوبی بود مانیا اما بی مناسبت چون اخرین خبری که دارم این قضیه مال یک یا دو سال پیش بود

&lt;strong&gt;سلام امین جان 
معلومه زیاد پی گیر اخبار نیستی
این داغ ترین خبر 3 روز پیش بود!
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
مطلب خوبی بود مانیا اما بی مناسبت چون اخرین خبری که دارم این قضیه مال یک یا دو سال پیش بود</p>
<p><strong>سلام امین جان<br />
معلومه زیاد پی گیر اخبار نیستی<br />
این داغ ترین خبر 3 روز پیش بود!</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
