انتخاب واحد- خیلی استرس داشتم…2 تا امتحان سخت تو یه روز و یه ساعت!کسایی که مثل من رشته تحصیلیشون برق – الکترونیکه حتما” میدونن الکتروتکنیک و تکنیک پالس جز سخت ترین درسای رشته برقه اکثر دانشجوها اینا رو تو یه ترم برنمیدارن چه برسه که بردارن و تو یه ساعت همزمان با هم امتحان بدن!!!!!!!
اونم با یه استاد که ذکر وحشتناکیشو از برو بچ ترم بالایی شنیده بودیم به نام استاد فتحی!
سر کلاس تکنیک پالس- من عین یه خنگ تمام عیار(متاسفم بابت این القاب که به خودم میگم اما دارم شفاف سازی میکنم!) فقط بروبرنگاه تابلو میکردم!
و بالاخره روز امتحان- داشتم سکته میکردم هیچی بلد نبودم …یه چشمم به ساعتم بود که وقت کم نیارم یه چشمم به دو تا ورقه! الکتروتکنیک رو که کم و بیش خونده بودم شروع کردم به نوشتن وقتی مطمئن شدم در حد 12 نوشتم گذاشتمش کنار رفتم سراغ معضل اصلی به نام تکنیک پالس…چند بار سوالارو مرور کردم وایییییییی حتی یه کلمه اش رو هم بلد نبودم هیچی! یعنی صفر مطلق!
حتی نمیشد از سر جلسه جیم بزنم که درس حذف بشه مطمئنا” مشروط میشدم تمام روشهای تقلب هم به روم بسته بود کمی اینور اونور سوت زدم و چشم چرونی کردم اما خبری نبود! بیشتر صندلیها خالی بود از ترس تکنیک پالس کسی نیومده بود امتحان بده همه حذف کرده بودن!!!
خداییش من درسو خونده بودم اما جوابا رو بلد نبودم پس یه فکربکری به کله ام زد!نشستم هرچی که از جزوه حفظ کرده بودم نوشتم تند تند2 صفحه پر کردم اما هیچ کدوم هیچ ربطی به جواب سوالا نداشت به هر حال ضرر نداشت که….. اگه استاد میخواست فقط به جواب سوالای خودش نمره بده مطمئنا” 1 هم نمیگرفتم!!!!!
و سرانجام اعلام نتایج- بر و بچ بشتابید که نمره ها تکنیک پالسو زدن تو سایت دانشگاه!!!!!!!!
چون افتادن و مشروط شدنم برام قطعی بود رفتم تو درسای ترم بعد تکنیک پالس رو برداشتم بعدم رفتم خونه! ساعت 3 ظهر با خودم گفتم خوبه حالا برم ببینم نمره ام چند شده پریدم رفتم اولین کافی نت نزدیک خونمون! با هزار استرس وارد شدم و زدم تکنیک پالس، بعدم دستمو گذاشتم رو نمره اش که یواش بردارم و ببینم ،که اگه سکته کردم خونم نیفته گردن کافی نتی ها!دستمو برداشتم و بله همونطور که حدس میزدم یه 1 گنده خودنمایی کرد اما انگار بازم ادامه داشت ….
نه باورم نمیشد…..
امکان نداشت…..
این محال بود حتما” کامپیوتره خراب بود….
میدونید نمره ام چند شده بود؟ 19:30
نفسم افتاد…دیگه نفهمیدم چطور خودمو رسوندم دانشگاه با کله پریدم تو گروه استاد فتحی اونجا نشسته بود تعجب کرد نفس نفس زنون گفتم استاد چطور شده؟من؟19:30؟
گفت اولا” من فهمیدم درس خوندی دوما” من از شجاعتت خوشم اومد که اومدی سر جلسه دیدی که همه حذف کردن؟
دلم میخواست بپرم یه ماچ از استاده بکنم و بگم استاد توروخدا اگه قصد ازدواج داشتی خبرم کن!!!اما خیلی جلو خودمو گرفتم!
پ.ن نمره من مثل توپ نه تنها تو گروه برق بلکه تو کل دانشگاه صدا کرد دیگه آدم بود که برا رفع مشکل درسی میومد پیش پروفسوری که میگفتن تکنیک پالس شده 19:30!!!
پ.ن: استاد فتحی ترم بعد همه روکه ترم قبل حذف کرده بودن انداخت!
پ.ن: انگار هنوز استاد فتحی قصد ازدواج نداره چون هیچوقت خبرم نکرد…
پ.ن:ذره ذره این خاطره که مو به مو عین واقعیته برام شیرینه و جز قشنگترین خاطرات زندگیم











سک سک من اول شدم
خوبی؟
به به چه عجب مطلب گذاشتید
فعلا رخصت ابجی
سلام خوبم
کی به کی میگه چه عجب!!!!!
سلام.
دیگر صدای پای پدر بگوش گیلانیکا نخواهد رسید.
http://gajamoo.net/1387/12/19/condolence-guilanica/
برای بالاترین ایمیل زدم.
تا عمو رو داریم غم نداریم
سلام مانیا جونم خوبی؟ الهی چه خاطره خوشی و چه استاد فهمیده ای،حالا جدا قصد ازدواج نداشت؟ چه حیف….!!
چه قدر خوبه آدم گاهی اوقات به این خاطره ها فکر می کنه روحش تازه می شه.انشالله همیشه خوش و خرم باشی.قربونت:)
به به
گردگیری تموم شده؟؟؟؟
داری نفس میکشی نه؟
اگه میومد منو میگرفت به خاطر این کار زیباش مهریه نمیخواستم!
لگد به بخت خودش زد
پس خیلی خیلی شانس آوردی که استادت من نبودم چون اون موقع ارفاق در کار نبود مگر اینکه قبلا سر کلاس بچه ی حرف گوش کنی بودی
همیشه عاشق الکترونیک بودم و از الکتروتکنیک بدم می اومد و از بد روزگار بالاجبار در دانشگاه مثل تو برق – الکترونیک خوندم،بگذریم که با معدل بسیار بالا فارغ التحصیل شدم.
“بگذریم که با معدل بسیار بالا فارغ التحصیل شدم”
باشه استاد متلک بگو !!! از من که معدلت بالاتر نبوده من معدلم 19:75 بود (آره ارواح عمم!)
ارفاق اونم از صفر به بیست؟؟؟؟نه بعیده احتمالا” استاد کشف کرده من پروفسورم(عینک دودی)
محض اطلاعات میگم ها اما من روز قبل هم یک پست جدید دادیم اما بعضی ها که تحویل نمی گیرند
امین غرغرو باز اومده!!!
بچه ها! امین وقتی تصمیم میگیره تو ذهنش که پست بذاره ما باید خبردار بشیم وگرنه به تریش قباش بر میخوره!!!!!!!
خیلی حال کردم ابجی ، خیلی کارت درسته ابجی خوشگله
خیلی داری شرمندمون میکنی ها
الانه که آب بشم
بله که چی؟ شما باید از یک هفته قبل پیش بینی کنید حتی قبل از تصمیم برای پست
اصلا نظر شما چیه امین هاشمی را بکنید Home page مروگرتون؟
میگما امین جان اصلا” تعارف نکن عکستو بفرست بندازیم بک گراند سیستممون تازه اون که هیچ! بزرگ کنیم دم عیدی مهمون میاد میره بذاریم گوشه اتاق پذیرایی؟ها؟خوبه؟
مبارکه … پس پاس شد اخرش
میگم مگه شما ازدواج نکردی؟ دیگه به پسر مردم چیکار داری؟ دهه
همچین میگی ازدواج هر کی ندونه فکر میکنه من هزار سالمه
من بیچاره تازه یه ماهه عقد کردم
چرا خودم به این نتیجه نرسیده بودم؟ باشه حالا که اصرار می کنی یک عکس با کیفیت 10 مگا پیکسل میدم بهت که خودت باش اتاقتو کاغذ دیواری کنی اخه اگر بخواهی بری از کتاب فروشی ها پوسترمو بخری گیرت نمیاد همه تموم کردند :p
پس منتظرم زود باش
بده با تیپاکس بیارن که زودتر برسه دکتررررررر!!!!
خاطره شيريني بود ما هم لذت برديم
سلام خوش اومدی ممنونم
1- همین استادای نادون هستن که با این ارفاقهای بیمورد یکمشت فارغالتحصیل بیسوات و کارنابلد رو تحویل جامعهی مصیبتزدهی ما میدن. فردا اگه کار ملت بهنوابغی مث تو ارجاع شد، با این حجم عظیم معلوماتت چهخاکی باید بهسرشون بگیرن؟
2- جیگرم چرا منتظر اون بودی؟ ندا میدادی من بیام بگیرمت خب.
3- این آقای خالو گارفیلد پنداری قرص «آبجی خوشگله» خورده، به هرکی میرسه یکی نثارش میکنه دیییی:))))
خداییش تو حالا چقدر ازون اقتصادی که داری بلغور میکنی بلدی؟ها چقدر؟
احمدی نژادم مثل تو بود فکر میکرد خیلی بلده!این شد که گند زد به مملکت پروفسور اقتصادی؟
2-خب من اون موقع وبلاگ نداشتم که تو منو پیدا کنی…بختت سوخت بیچاره!!!!!!!!
3-خالو گارفیلد رو بات موافقم اما خب خوبه بچه محبت داره
سلام
واقعاً عجیب بود ولی استاد واقعاً فهمیده ای است بدون که به خاطر لیاقت و شایستگی فرد با اون خوبه و نمره میده از این استاد های نیست که نمره کیلویی بده.
راستی تبریک میگم به پای هم پیر بشید.
سلامت و پیروز باشی.
سلام آره استاد خوبی بود خیلی هم کم سن و سال بود…یادش بخیر…
ممنونم برای تبریک لطف کردییییییییییییی
15 سال بعد ….
- خانوم، شما به پسر مردم چیکار داری؟ دهه !!!!
- مگه چیه؟ همچین میگی مگه تو ازدواج نکردی هر که ندونه فکر میکنه من 1000 سالمه
من بیچاره همش 3 تا شیکم زاییدم، 15 سال هم بیشتر از ازدواجم نمیگذره
ای نامرد عمو هوشنگ!!!!!! مگه دستم بهت نرسه!!!!
هه هه هه
می بیننت خودتو!
- دوستان:عمو هوشنگ بیا پست بذار!
-عمو هوشنگ:هیس یواش بچه رو تازه خابوندم..خانوم هم الانه که برسه ..رختام هم موندن…وای خاک به سرم شد غذام سوخت….(و صدای غرش زن عمو هوشنگ تو حیاط می پیچه:هوشنگگگگگگگگگگ جیز جیگر گرفته کجایی بیا این چیزا رو از دستم بگیر خسته ام…)
ای بابا عصر عصر ارتباطاته خانم شما یک ایمیل بسازید من براتون عکس را ایمیل می کنم
راستی اگه هم خواستی آشنا دارم تا کاغذ دیواری های ناب بهت بده ، گفتی برای سر کار هم می خواهی؟
آره برا کادو هم واسه خونه در و همساده میخوام!
(آدم چی بگه به این بچه پررو!! استغفرلله)
ای بابا سفارش محدوده میشه که برای همه درست کرد
ای روتو برم بشر!!!(به قول آرش!!)
سلام وقت بخیر خسته نباشی
کوروش هستم از بلاگ خانه ی رایمند
خانمی به شما تبریک می گویم و این نصیحت رو از من به گوش بگیر
هر کس فی الشخصه در درون خویش متوجه ویژگی هایی از خویشتن خویش شده است فقط کافی است قدری با خودش راحت ورک باشد هر کس می نواند روان شناس خود باشد و هیچ روانشناسی نمی تواند خود هر شخص را بفهمد . آیا هرگز احساس نکرده اید که در درون خویش می توانید با کسی سخن بگویید ، با او درد دل کنید ، از او شرم کنید ، به حرفش گوش کنید و گاه او را به فراموشی بسپارید و زیر چشمی به منظره ای بنگرید و بعد از مدتی هم او آن منظره ی زیبا را به شما یادآوری کند و به شوخی از او تعجب کنید و به یاد آوری آن منظره ی زیبا از او تشکر کنید ؟ بله ، او همان خود ،خود شماست . او همان روانشناس واقعی شماست . اگر شما شخص سالمی باشید با این خود خودتان از خیلی وقت پیش ها آشنا هستید . اما گاهی بار سنگین سنت و تربیت سنتی و جامعه ی بسته این خود واقعی را به کنار زده و به فراموشی می سپارد که شخص متظاهر و تازه ای را پدید می آورد که کوشش دارد جای خود حقیقی را بگیرد . پس از این به بعد بکوشید جای این خود ،خود را بیدار کنید .
عبارتی است بدین سادگی ( تو را دوست دارم ) با وجود این نمی توانم تصور کنم که هیچ کلمه ای از این نیرومندتر یافت شود فرانسوا ویون شاعر فرانسوی می گوید دوستت دارم این کلمات آسان است ، اما هنوز من وقتی این جمله را به زبان می آورم قلبم فرو می ریزد ، زیرا معنای آن همچون صدای زنگ معبد پر طنین و کامل است .
ما نباید هرگز از از ابراز عشق خسته شویم زیر بی شک از شنیدن نغمه های آن خسته نمی شویم جای تعجب است که استفاده کردن از این کلمات برای اشیاء بی جان تا چه اندازه ساده است از دوست داشتن ماشین ، کت نو ، یا کتابی نو ، احساس امنیت می کنیم ، اما در به کار بردن این جملات برای انسانها احساس امنیت می کنیم اما در به کار بردن این جملات برای انسانها حتی برای نزدیکترین کسان خود دچار مشکل هستیم .
یک داستان از زبان یک استاد :!
روزی در کلاس عشق از دانشجویان خواستم به خانه هایشان بروند و در حالی که به چشمهای پدرشان نگاه می کنند بگویند ((پدر دوستت دارم)) این تکلیف نگرانی فراوانی به وجود آورد واکنش پدران تعجب آور و تکان دهنده بود پدری با لکنت زبان گفت : ((خوشحالم ، ولی تو را چه می شود ؟)) ، ((و دیگری این را می دانم مجبور نیستی این را به من بگویی )) .
سلام کوروش عزیز مثل همیشه از مطلب کامل و پر بارت لذت بردم…
داستان فوق العاده قشنگی بود منم تصور اینکه بخوام همچین جمله ای رو بگم برام سخت بود نمیدونم میشه گفت یا نه؟؟؟
ممنون که مرتب به من سر میزنی
خيلي حال كردم با پستت، اي ول، خوشم اومد ازت، حالا كه فهميديم برق مي خوني بايد ديگه بهت بگم مهندس…
بعضي ها كجان، همينجوري بي خبر مياد، بي خبر ميره… اعصاب نمي ذاره واسه من….
سلام نازی جون الان میام وبلاگت
خوب که چی؟ فقط خواستی با روی من بری حواست باشه جای دوری نبریش
یعنی من موندم در کف تو!!!!!!!
ای ول،عجب جواب کامنتی برای عمو هوشنگ نوشتی،از خنده کف زمین غلت زدیم:)
آخه رو که نیست…
سلام، اگه هستي، بهش بگو بياد پا نت، منتظرشم….
چشم عزیزم.
چه استاد باحالی!
این جوری مهندس می شن پس
در اینجا لازم میدونم از شرف و آبروی مهندسای عزیز دفاع کنم و بگم خیر اتفاقا” با قطره چکون نمره میدن از دکتر شدن هم خیلی خیلی خیلی سخت تره!!!!!!!!!!!
(من حسابی خونده بودم اما جوابا رو بلد نبودم کل جزوه رو اوردم رو ورقه که این نمره رو گرفتم!)
برو خوش باش تو بالاترین که ردیفش کردم.
اینو هم دلیت کن.
وایییییییی اومدم
چی بگم به تو آخه؟
ای بابا هنوزم که تو کف منی پس کی می خواهی پست بدی؟
من تو کف توام؟؟؟؟؟؟برو تا نترکوندمت بچه!!!!!!!!
منم از اين چيزا ديدهام ولي نمره 19؟! نه! استدلال استاده جالب بوده. راستي در ترم بعد هم به نظر شما اين كار رو ميكنه؟
سلام
نه دیگه نکرد!گفتم که همه رو انداخت…
لوک خوش شانس ما کیه؟؟!

(تو فقط برو اونجا و نمیخوادم برای من نمره بگیری…فقط برو! و منم حتی پول ساندویچ میدم تو برو اونجا بخور و خوش باش!فقط برو!)
معلومه مانیا!
ولی خدایی خر زدن گاهی اوقات به داد ادم میرسه!
خود منم گاهی اوقات جواب سوالات رو چت و پرت و دراز مینویسم!اما نمره میارم!
——
پدر منم مهندس برقه…تو دانشگاه شریف درس خونده…میگه که از ترسش وقفتی فهمیده که دانشگاه شریف قبول شده میگفته که من نمیرم تو اون دانشگاه و اینا!!!
و پدربزرگ منم بهش گفته که تو فقط برو اونجا و اینا!!!
سلام
راس ميگي؟
آفرين به بابات خيلي خوشم اومد
پس تو هم به اون رفتي درس خوني آره؟
از يه ماه مونده به امتحانا ميزني تو سر و كله خودت؟؟؟؟
عيدت بازم مبارككككككككككككك
اخه این رفتارم بیشتر به مامانم رفته…اون دبیر زیسته…زمین شناسی هم درس میده…
بابام بیخیاله!البته با همین بیخیالی به اینجا رسیده!
عید تو هم مبارک مانی شوماخر!
به به خونواده تحصیلکرده!
عید تو هم واسه بار هزارم مبارکککککک
سلام
به به مانیا جون بازم از این خاطرات شیرین بنویس
ما رو خوشحال می کنی.باور کن خبر نمره بالا دوستان بیشتر از
خبر ازدواج دوستان منو خوشحال می کنه
معلومه حسابی از دانشگاه دل پری داری ها
سلام
نمره 19.30 نمره بالاییه
البته اون چیزهایی که نوشتین شاید به نظر شما ربطی به هم نداشت ولی یک مدرس با کمی دقت متوجه آمادگی دانشجو میشه
درس تکنیک پالس و آز اون از جمله درسهای زیبای دوره کارشناسی است
البته باز هم میگم، با توجه به چیزهایی که گفتین نمره 19.30 نمره بالایی
برای شما بود
موفق باشید
سلام خوش اومدی معلومه رشته ات برقه نه؟
وبلاگ نداری؟
سلام
رشته دوره کارشناسی ام الکترونیک بود و خاطره های خوبی هم از اون موقع
به یاد دارم.
مثلا به خاطر 0.25 نمره برای آز معماری که با دکتر سید رضی داشتم، چقدر
تلاش کردم ولی نمره ام 19.75 در کارنامه درج شد فقط به خاطر یک اشتباه
کوچک و ناچیز
و همون برام درس شد تا دقتم را بیشتر کنم و اشتباهات خودم را تصحیح کنم.
یادش به خیر
معلومه از اون بچه درس خونا هستی آره؟؟؟اعتراف کن!!!!!!!!!!!