هنوز صدای جنگ میومد بوی ترس و خون و خاک .. صدای پرواز وحشتناک هواپیماهای جنگی، صدای آژیر قرمز…هنوز صدای جیغ دخترهمسایه که خونشون تو یه لحظه با خاک یکی شد و اون وحشتزده به پیکر بی جان عزیزترین کساش نگاه میکرد تو گوشت می پیچید..هنوز عروسک خاکی و پاره اش تو دستش بود..تو محکم بغلش کردی که نترسه و جیغ نزنه اما مگه میشد؟ از بچگی دوستش داشتی وبارها و بارها تورویاهای بچگیت عروست شده بود و حالا چه غریبانه و یتیمانه در آغوشت می لرزید…
تصمیمتو گرفتی باید میرفتی جبهه..اما هنوز بزرگ نشده بودی هنوز غروبا بیخیال هیاهوی جنگ تو کوچه فوتبال بازی میکردی..مادرت سعی کرد جلوتو بگیره اما نتونتست دخترهمسایه به پات افتاد اما نه تو تصمیمتو گرفتی باید به خاطر شرافت خودت و عزیزانت میرفتی، میرفتی تا در حد خودت بجنگی با اون بی شرم هایی که همه چیز ملتتو تو اون سالهای سخت و سیاه گرفتن….
تو روزای پر از دود و خاک و گلوله و توپ و تانک و کشته های جنگ تنها دلخوشیت نوشتن نامه به دختر همسایه بود……..
انتظار….
انتظار….
اما دیگه هیچوقت از تو خبری نشد، نه پیامی نه خبری نه نامه ای..روزگار و سالها گذشت……
امروز دیگه نه مادر منتطری مونده نه دختر همسایه ای نه نامه ای نه هیچی…فقط یه پیکر آوردن به اسم شهید گمنام! گذاشتن وسط دانشگاه!
اما جای توکه اونجا نیست جای تو یه آرامگاه پاک و دنج بود برای همه کسایی که اگه گاهی دلشون گرفت بیان پیشت تا با دیدنت بفهمن چقدر مظلوم بودی چقدر مظلوم رفتی اونوقته که همه غصه های خودشون یادشون میره…
دیدیم که چقدر به جسم بیجان زجر کشیده و ناکامت بی حرمتی شد! اما اینو نذار به حساب دانشجوهایی که دلشون میخواد راه تورو ادامه بدن و از شرافت مملکتشون عین تو اما یه جور دیگه دفاع کنن،این بی حرمتی که تو حریم دانشگاه به پیکرت شد تقصیر کسایی بود که خواستن با خون تو برای خودشون آبرو بخرن….
از برادر و خواهرای دانشجوت کینه ای به دل نگیر اونا هم بیگناهن عین تو! اونا هم بازیچه شدن اونا هم مثل تو سوختن..
از اتفاقات دانشگاه دلت شکست،میدونم.
اما بیا و برای ما از اون بالایی که هستی دعا کن شاید واژه های معصوم تو خلوت بی وجدانی نامردای روزگارو بشکنه….
پس نوشت:این مطلبم اشاره داره به حوادث اخیر دانشگاه پلی تکنیک و امیر کبیر.











عالی بود
دقیقا یکی از چیز هایی بود که من میخواستم بگم و یک چیزایی در موردش سرهم کرده بودم اما حالا می بینم جلوی نوشته های شما یادداشت من پشیزی ارزش نداره
شادکام و هومان باشی
امین عصبانیم نکن…زود تند سریع نوشتتو بنویس تا بخونیم، هر کس مطالب خودشو می نویسه الان مطلب منم ممکنه در مقایسه با یه وبلاگ دیگه پشیزی نیارزه…اصلا” مقایسه کردن تو نوشته های شخصی معنی نداره…
منتظرم
خیلی جالب بود. انصافا درحق اونها خیلی ظلم شد
آره خیلی…
عالی بود جدن ابجی بغض کردم جدن متاسفم منم مثل همیشه عالی بود خواستی بیا وبلاگ من یکم دلت باز شه یه پست طنز گذاشتم
خوشحالم که خوشت اومد
چشم دارم میام:-)
بیچاره شهدای گمنام…به دلایلی که خودت گفتی…
بیچاره نه آنان که رفتند، بیچاره آنان که هستند و هر روز زنده میمیرند…
اونایی هم که رفتن بی گناه بودن.
جریان چی بید؟

هیچوقت شبای ترسناک زمان جنگ و بمباران،اونم در پلدختر،دهلران،آبدانان، اسلام آباد غرب،دینارکوه،ایلام و ….. از ذهنم پاک نمیشه.
زاستی من با مجله خبری Gajamoo میام تو وبلاگت اما آدرس وبلاگ گجمو2 اونم بطور اتوماتیک اینجا درج میشه
تازه پس نوشت این پستت رو دیدم.
چقدر زیبا وصف کردی / خدا بیامرزدشون.
تو با آدرس خونتون هم بیای اینجا gajamoo 2 درج میشه!! ما اینیم دیگه
علاقه ما به وبلاگ گجموست دیگه:-)
چه جالب. نظر بالا را خوندم متوجه شدم من با آدرس جديدم مي يام آدرس هم درست ثبت مي شه ولي آدرس ايميل ، ايميلي كه تو ورد پرس ازش استفاده مي كرم درج مي شه! جالب بود.
پستت خيلي قشنگ بود. آدم احساسش مي كردو لمسش مي كرد
به به چه عجب…قدم رنجه فرمودین
درست میگی، اونا هم بی گناه بودند و بی گناه مردند.اما حداقل بیشتر زجر نمی کشند.
اینو باهات موافقم تازه اون دنیاشون هم پیروزن!
سلام
موافقم حقیقت تلخی بود
سلام خوش اومدی
نامرد چرا پیش من نمیایی؟!!!!!!!!!!
اومدم نامرد!
خوش می گذره؟
یک سری به ما نزنیا!
ملت ای دی اس ای میگیرند که بیشتر آن باشند بعضی ها …
وقتی سرکار سال به سال یه مطلب جدید نمیذاری حقته!!
نامرد چرا پیش این بچه نمی ری؟ مانتو خریده ذوق داره همه ببینن با اون بوت ها متبرجانه اش.
میگم جناب شوهر شما اجازه نمیده از این چیزا بپوشی؟ آخییی. نازی.
زیر سایه ی شوهر صفا می کنی؟ دست به زن داره؟ عیب نداره. زندگیه دیگه
سروش رسما” اعلام میکنم میام تو وبلاگتو همون جا قبرتو میکنم ها!!!!!!!!دست بزنو نشونت میدم!!
حالا هی متلک بگو…
خوشبختانه آقای شوهر خیلی با فرهنگن و هی میگن بیا ازین چیزا بپوش!!!!!!!!!!بپوش بپوش
عرض ادب، عرض احترام، عرض تعظیم، عرض عبودیت…
بازم بگو بابا……..
با سلام.
بدینوسیله به اطلاع میرساند جهت تولد بنده،جنابعالی به صرف کیک،چای،میوه و شام به وبلاگ من دعوت هستید.
ساعت17:00مورخ87/12/16 به وبلاگم تشریف بیاورید. متشکرم!
شرمنده دیر رسیدم
الان میام
آخ جون تولد………..
حاا من 5000 تا مطلب جدید هم که بذارم بهم سر نمیزنی که -من قهرم-
اول ببین سر میزنم یا نه بعد غرغر کن مهندس!!!!!
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاخ
درد داشت
سلام علی جان
چطوری ؟؟؟؟
چی درد داشت مطلب من یا رفتارهای دوستان عزیز در ناجا؟؟؟؟؟
بابـــــــــــــــــــــــــــا بعضی ها میاند توی کلبه درویشی ما نظر می دهند شاکی هم میشوند
اینجانب رسما اعلام میدارم که غلط کردم کامنت قبلی را دادم اصلا شکر خوردم بابا بچگی کردم بخشش از بزرگانه
سلام به به مهندس خوش اومدی…
چطوری غرغرو (الفراررررررررررررررر)
اون پی نوشت زیاد لازم نبود چون واضح بود و البته هرکه یه جور به قضیه نگاه می کنه. به هر حال روحشون شاد و خوب توصیف کرده بودی.
سلام خوش اومدی
ممنونم.
سلام
خوبی مانیای عزیز خیلی مطلب خوبی بود متاسفانه این وضعیت تو اکثر دانشگاه ها به همین صورت است نه توی دانشگاه بلکه تو جامعه متاسفانه افرادی که پشت این شهدا و مردان بی ادعای دوران جنگ خودشون رو پنهان کردن و این اسم و نشون رو فقط برای پر کردن جیب خودشون میخان باعث این طرز فکر شدن، ایثارگرهای واقعی هم که بی نام و نشان در گوشه ای نشستن و میدان رو برای این افراد خالی کردن.
به امید روزی که شاهد این برخورد ها نباشیم.
یه پیام هم به امین
چرا اینقدر شلوغ کردی کمی صبر کن غوره هات که حلوا شد همه با هم میایم، تابستون هم که نزدیک پس منتظر باش.
سلامت و پیروزباشید.
سلام
با حرفت مطلب منو کامل کردی
به امید روزی که هر کس به قدر ارزش واقعی خودش منزلت داشته باشه…
خوش اومدی:-)
احمد جون نتیجه شد چی؟ 60 – 60
اخه من دیگه به تو چی بگم؟
جان؟
سلام، خیلی قشنگ نوشته بودی… خیلی…
به قشنگی سرکار و نوشته هات خو نمیشه!
پستِ جدید لطفن.
پلنگو انقدر ادب؟؟؟؟؟؟اوه اوه
سلام
خوبی داش امین دلخور نشو بابا خیلی دوست دارم براهمون سر به سرت میزارم.
از بقیه دوستان معزرت میخوام که این پیام یک سویه بود مخصوصاً مدیر محترم وب
سلامت و پیروز باشید.
خواهش میکنم بابا
جالب بود . هر کاری که این دولت می کنه آخرش ختم به شر می شه . من نمی دونم توی این همه آدم (بلا نسبت دوستان ) یکی پیدا نمی شه به این آقایون بگه بسه دیگه .
سلام علی جان
منم نمیفهمم آخه تا کی قراره ادامه داشته باشه؟یه نسل بعد ما؟دو نسل یا هیچوقت؟اما بعیده!