كودك نجوا كرد: خدايا با من حرف بزن،مرغ دريايي آواز خواند، كودك نشنيد.
پس كودك فرياد زد خدايا با من حرف بزن!رعد در آسمان پيچيد ولي كودك گوش نداد،
كودك نگاهي به اطراف كرد و گفت خدايا بگذار ببينمت،ستاره اي درخشيد ولي كودك توجهي نكرد،
فرياد زد خدايا به من معجزه اي نشان بده و يك زندگي متولد شد ولي كودك نفهميد!
با نااميدي گريست:خدايا با من در ارتباط باش بگذار بدانم اينجايي،
بنابراين خدا پايين آمد و كودك را لمس كرد… ولي كودك پروانه را كنار زد و رفت…..











ما آدما بزرگا،دست کمی از اون کودک نداریم.
خیلی زیبا بود مانیا.
خیلی غمانگیز بووووووووووووووود!(با لحن بچهگانه و کارتونی بخوانید)
[...] پ . ن خدایا با من حرف بزن [...]
خیلی لطیف بود . ممنون ……………
خدا به آدمها نازل می شود اما… آنها نازل نمیشوند . خیلی زیبا جذاب بود دوست من .
سلام.همه مون تو طول زندگیمون همین جوری بودیم دیگه…
قشنگ می نویسی
خیلی قشنگ بود!
مرسي خيلي قشنگ و دلنواز بود
چند دوس داری جیگر؟
کاش ما هم بچه میماندیم…
خیلی قشنگ بود، چه خوب می شد اگه می فهمیدیم خدا همیشه با ماست… اما گاهی وقتها یادمون می ره….
[...] پ . ن خدایا با من حرف بزن [...]
راستی منو ببخش خدای من،من فقط گوشی شنوا میخواهم، یاری ام میدهی….
ای کاش ما ادما چشم و گوشمونو باز کنیم…
یه چیزی ته دلم شکست ….
سلام عمو هوشنگ عزیز چه عجب منت گذاشتی؟خوشحالم اومدی….
خدايا با من حرف بزن!
با مانيا
كودك نجوا كرد: خدايا با من حرف بزن،مرغ دريايي آواز خواند، كودك نشنيد.
پس كودك فرياد زد خدايا با من حرف بزن!رعد در آسمان پيچيد ولي كودك گوش نداد،
كودك نگاهي به اطراف كرد و گفت خدايا بگذار ببينمت،ستاره اي درخشيد ولي كودك توجهي نكرد،
فرياد زد خدايا به من معجزه اي نشان بده و يك زندگي متولد شد ولي كودك نفهميد!
با نااميدي گريست:خدايا با من در ارتباط باش بگذار بدانم اينجايي،
بنابراين خدا پايين آمد و كودك را لمس كرد… ولي كودك پروانه را كنار زد و رفت…..
kash khoda baham harf mizad va pisham bod .
کاش…
زیبایی را در تبلور کلامت حس کردم
خدای همه ما از پروانه به ما نزدیک تر است
شاید به اندازه رگ گردن
سلام سارای عزیزم
خوشحالم که خوشت اومده.
شعر بسیار زیبایی است قبلأ آن را در وبلاگ پیرسوک pirsuk خوانده بودم. و شاعرش نیز کسی دیگر است . یعنی همان پیرسوک . شما هم خوب است شعر را که نشر می دهید شاعرش را نیز معرفی کنید .
مرسی که گفتید من اسم شاعرشو نمیدونستم چون اینو تو مجله موفقیت خوندم.
خیلی قشنگ بود یه جورایی ادم واسه یه لحظه حس میکنه گم شده بود و الان پیدا شده
سلام حمیده عزیز
آره آدم یه لحظه انگار به خودش میاد..
aslan khiilii mozakhraf nezveshtin mafhoomi nadasht sai konin fekr konin akband nabashin mamnoon
چشم مرد عنكبوتي عزيز !
نوشته خیلی زیبایی بود مرسی دوست عزیز.
ممنونم که دنبال کردی محسن جان.
خدا با من حرف بزن…
تنهام نزار…
چرا صداتو نمیشنوم؟
هنوز دوسم داری خدا؟
مثل همیشه جواب ندادی…
mehbluered@yahoo.com
(ایمیلمو پاک نکنید)